روان یابنده
لغت نامه دهخدا
روان یابنده. [ رَ ب َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نفس ناطقه. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
نفس ناطقه
جمله سازی با روان یابنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا مثل باشد که هر جوینده ئی یابنده است هر چه خواهد خاطرت هم در زمان یابنده باد
💡 در این وسیله، حرکت نسبی کوچک بین نقاط اتصال موجب باز شدن یک جفت تماس یابنده برقی میشود.
💡 برو بجوی که جوینده است یابنده بگفتمش که خود این کار، ناید از بنده!
💡 هیلفردینگ در اواخر کتاب ضمن اشاره به رابطهٔ بانکها و سرمایه صنعتی، بحرانهای اقتصادی و رابطه آنها با تمایل رشد یابنده به سوی امپریالیسم را تشریح نموده، نقش مخرب کارتلها را توضیح میدهد.
💡 یک یابنده ۶×۳۰ معمولاً حداقل اندازه مفید برای یک یابنده بزرگنمایی در تلسکوپ آماتوری در نظر گرفته میشود و یک یابنده ۸×۵۰ یا بزرگتر برای هدفگیری دقیقتر ترجیح داده میشود.
💡 همه با ماست چه با ما که خود ماییم سرتاسر مثل گشتهست در عالم که جویندهست یابنده