فرهنگستان زبان و ادب
{transfer admittance} [مهندسی برق] نسبت جریان تولیدشده به وسیلۀ یک جفت پایانه به ولتاژی که به آن پایانه وارد شده و در جفت پایانۀ دیگر اتصال کوتاه شده است
{transfer admittance} [مهندسی برق] نسبت جریان تولیدشده به وسیلۀ یک جفت پایانه به ولتاژی که به آن پایانه وارد شده و در جفت پایانۀ دیگر اتصال کوتاه شده است
نسبت جریان تولیدشده بهوسیلۀ یک جفت پایانه به ولتاژی که به آن پایانه وارد شده و در جفت پایانۀ دیگر اتصالکوتاه شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هولیه برای بیرون کشیدن تیم خود از این بحران تصمیم گرفت تا هافبک سابق آرسنال، رابرت پیرس ۳۷ ساله را در ازای انتقالی آزاد به تیم خود اضافه کند.
💡 انستیتوی عدالت انتقالی از تحقیقات مربوط به عدالت انتقالی، تضاد، حقوق بشر، حقوق بینالملل و برابری جنسیتی پشتیبانی میکند. این دانشکده همچنین از تحقیقات درمورد موضوعاتی از آموزهها و موضوعات اجتماعی به ویژه دسترسی به عدالت پشتیبانی میکند.
💡 حتی معاون عبدالله پیشنهاد تشکیل دولت انتقالی را داد.
💡 ایوان نمایشگر امکانات تعیین و تحدید فضا است و همانا «طریقت» یا فضای انتقالی بین عوالم زمینی و زمانی است از دیدگاه فراطبیعی، ایوان خود مقام نفس بهشمار میآید و در میان حیاط در مقام روح و اتاق در مقام جسم سیر میکند.[الفاظ طفرهآمیز]