رفاه گردی
مترادفها
خوشگذرانی، عیاشی، آسایشطلبی
متضادها
زهد، ریاضت، سختی
فرهنگستان زبان و ادب
{benefit tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگران به کشورهای دیگر سفر می کنند تا عمدتاً از سامانه های رفاه اجتماعی آنها بهره مند شوند
جمله سازی با رفاه گردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجموعه رفاهی تفریحی شهر سبز رامسر در ۵ کیلومتری غرب شهر رامسر واقع شده است.
💡 فرمود: مؤ من آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بيندازد و ديگران از او درأ منيت و آسايش باشند.
💡 با وارد شدن یک گزینه جدید رتبهبندی تابع رفاه اجتماعی از انتخابهای قبلی تغییر نکند.
💡 گیتی بعدل و داد گراید ز جور و ظلم زحمت شود رفاه و کدورت شود صفا
💡 مهتران کجا مردند، با رفاه بیزحمت خسروان کجا رفتند، با سپاه بیپایان