رشکی قمی

لغت نامه دهخدا

رشکی قمی. [ رَ ی ِ ق ُ ] ( اِخ ) ازگویندگان قرن دهم هجری و برادر امیر حضوری بود. ( فرهنگ سخنوران ). مؤلف الذریعه گوید: خوشگو گفته است او برادر میر حضوری است ولی میر حضوری آنرا انکار می کند. او اشعار فراوانی گفت و با غزالی مشهدی به هندوستان سفر کرد و آنگاه که مرگش نزدیک شد دیوانهای خود را به فدایی داد و بدو وصیت کرد که آنرا گردآوری کند. فدایی دیوان رشکی را گرد آورد و به نام او منتشر ساخت... نگارنده گوید که آن تصحیف اشکی است. ( از الذریعه ج 9 بخش 2 ). و رجوع به اشکی در همان مأخذ شود.

فرهنگ فارسی

از گویندگان قرن دهم و برادر امیر حضوری بود.

جمله سازی با رشکی قمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عجب که بادهٔ رشکی نمی‌رود در جام که سخت مجلسیان تو سرگران شده‌اند

💡 پیش چراغ ای شمع جولان مکن مپسند دل هر دم ز بهر سایه ات رشکی ز دیواری برد

💡 بر دل ز غم رقیب رشکی دارم وز دیده روان سیل سرشکی دارم

💡 رشکی به گل و سرو درین باغ ندارم ای لاله ی دلسوخته از داغ تو داغم

💡 به این شد کعبه از کوی تو ممتاز که رشکی بر در و دیوار او نیست

💡 شهرت بهر چه یار شد آفت به او رسید رشکی دلم به عزلت عنقا نمی‌برد

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز