لغت نامه دهخدا
رشوه ستدن. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) رشوه گرفتن. پاره گرفتن. اخذ رشوت. ( یادداشت مؤلف ). ارتشاء. ( مصادر اللغه زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به رشوت گرفتن و رشوه گرفتن شود.
رشوه ستدن. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) رشوه گرفتن. پاره گرفتن. اخذ رشوت. ( یادداشت مؤلف ). ارتشاء. ( مصادر اللغه زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به رشوت گرفتن و رشوه گرفتن شود.
رشوه گرفتن. پاره گرفتن. اخذ رشوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رشوه دادیمش ز عمر، ار مردنش دادی امان ور پذیرفتی فدا، پیشش فدا کردیم جان
💡 شما مدرسه مى رويد، معلّم خودتان را ملتفت باشيد در صراطِ مستقيم باشد. اگر معلّم رابا رشوه و غيررشوه منحرف كردند ديگر كار بچّه ها زار است، چرا؟
💡 همزمان خبر رشوهگیری فرماندار و یکی از بازرسان انتخابات اوضاع را متشنج کرد.
💡 نه ربا نه رشوه نه مال یتیم ووقف خوردم زاهد از می بیش از این ما را مکن بدنام دیگر
💡 ۱ دینامو تفلیس پس از تلاش ناموفق برای رشوه دادن به داور در دور رفت و گزارش به یوفا، از مسابقات کنار گذاشته شد.
💡 گفتم، چو رشوه بود و ریا مال و زهدشان، «ای کردگار باز به چه مبتلا شدم؟»