رستم فیروزان

لغت نامه دهخدا

رستم فیروزان. [ رُ ت َ م ِ ] ( اِخ ) رستم فرخزاد. رجوع به رستم فرخزاد و تجارب السلف ص 29 شود.

فرهنگ فارسی

رستم فرخزاد

جمله سازی با رستم فیروزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیروزان مِن قَریِ اِلاصبَهان ثُّم مِن ناحِیَة اللِنجان مِن اَحسَنَ القرُی و اَطیَبِها هَوأ وَ ماء کَثیرَةُ الفَواکَة المَعجَبَتهَ وَ فیها جامِع طَیّب…

💡 وشمگیر پس از بازگشت به آمل، قاصدی به نام «بنمان بن الحسن» را نزد حسن فیروزان فرستاده و از وی خواست که بیوهٔ ماکان، میجام، را برایش بفرستد که فیروزان امتناع کرده و بار دیگر شورش کرد. فیروزان و وشمگیر بار دیگر به مبارزه پرداختند و «محمد بن وهری» و «اسماعیل بن مردوچین» از لشکر وشمگیر به حسن فیروزان پیوستند.

💡 ماه فیروزان، در گذشته ز توابع بخش مرکزی شهرستان شیراز در استان فارس ایران است. در طرح توسعه شیراز، مسئولین استانداری فارس و همین‌طور اهالی این روستا خواهان الحاق این روستا به شهرداری منطقه ۷ شیراز ملحق شده‌اند. طرح الحاق این روستا در شورای شهر شیراز تصویب نشد.

💡 تپه خزل گره چغا مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در فیروزان، ۵/۱ کیلومتری جنوب شرقی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۴۵۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 پس از مرگ او یکی از عموزادگانش به نام حسن فیروزان به رهبری دیلمیان تحت فرمان او دست یافت و تا پایان این قرن به فعالیت‌های نظامی و سیاسی خویش ادامه داد.

💡 روستای فیروز آباد با تایید ریاست جمهور در مورخ ۱۳۷۴.۷.۱۶ به فیروزان تغییر نام داده و به عنوان مرکز بخش خزل شناخته شد