لغت نامه دهخدا
رزق نمای. [ رِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) نماینده روزی. نماینده رزق. نشان دهنده روزی:
گفت کای ره نشین رزق نمای
چه کسی و چه جای تست اینجای.نظامی.
رزق نمای. [ رِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) نماینده روزی. نماینده رزق. نشان دهنده روزی:
گفت کای ره نشین رزق نمای
چه کسی و چه جای تست اینجای.نظامی.
نماینده روزی نماینده رزق نشان دهنده روزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه ی حق چون نمایان شد زدور پیل را گفتی هماندم گشت مور
💡 شمع تو راه بیابان بردو دریا شمع من راه نمای است سوی باری
💡 بنمای آفتاب جمالت که می شود جام جهان نمای ز روی تو با صفا
💡 انگشت نمای جمله خاص و عامم ای دوست ببین کز تو چه دشمن کامم
💡 شود از زخم نمایان جگرش جوهردار هرکه از چشمه تیغ تو دمی آب خورد
💡 آزادگی نه کام شناسای بندگی است نشو و نمای بندگی، آزادی من است