لغت نامه دهخدا
رحم مند. [ رَ م َ ] ( ص مرکب ) رحیم. رؤف. مهربان. که رحم و شفقت داشته باشد:
ای خدا بگمار قومی رحم مند
تا ز صندوق بدان ما را خرند.مولوی.
رحم مند. [ رَ م َ ] ( ص مرکب ) رحیم. رؤف. مهربان. که رحم و شفقت داشته باشد:
ای خدا بگمار قومی رحم مند
تا ز صندوق بدان ما را خرند.مولوی.
رحیم رئ وف مهربان که رحم و شفقت داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زور می رحم به نومیدی ما خواهد کرد محتسب گر در میخانه به ما نگشاید
💡 به نام خدا كه هم رحمان است و هم رحيم.(تو اى پيامبر) بگو از راه وحى به من چنينرسيده كه
💡 دارم ز تو به هر سر مویی هزار درد دردا که نیست یک سر مو رحم بر منت
💡 بـه نام اللّه كه هم رحمان است و هم رحيم. به درستى كه ما برايت فتحى نمايان كرديم(1).
💡 روزى كه پرهيزكاران را محشور كنيم كه به پيشگاه خداى رحمان وارد شوند (85).
💡 بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق تا جدا افتادهام از دل جدا افتادهام