رای چنپا
لغت نامه دهخدا
رای چنپا. [ چَم ْ ] ( اِ ) نام گلی است زردرنگ که بدرازی گل زنبق باشد و بغایت خوشبوی بود و جز به ولایت هند در جای دیگر نمیشود. و درخت آن ببزرگی درخت گردکان و بسیار بلندتر نیز میشود، و آن را فاهر وفاغیه نیز نامند و چنبا هم گویند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نام گلی است زرد رنگ که بدرازی گل زنبق باشد و بعایت خوشبوی بود و جز به ولایت هند در جای دیگر نمیشود.
جمله سازی با رای چنپا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خجل همیشود از عکس رای تو خورشید عرق همیکند ا زشرم دست تو جیحون
💡 سر باریم تغیّر رای تو در خورست؟ حرمان دست بوس تو انصاف بس نبود؟
💡 گر می برد ببندگی و می کشد ببند آنست رای اهل مودّت که رای اوست
💡 ز ره بازگردی و آیی برم که هرگز من از رای تو نگذرم
💡 مکن سستی از آمدن هیچ رای چو خواهی که برگردی ایدر مپای
💡 بگویش که ای مرد بی هوش و رای همانا که گوید چنین پاک رای