لغت نامه دهخدا
راکوکزی. [ کُک ْ ] ( اِخ ) نام خانواده معروفی در مجارستان بوده است. رجوع به راگوچکی شود.
راکوکزی. [ کُک ْ ] ( اِخ ) نام خانواده معروفی در مجارستان بوده است. رجوع به راگوچکی شود.
نام خانواده معروفی در مجاورستان بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوست میدارم نسیم صبح، راکو، در هوا تا نفس میآیدش، جان میدهد بر بوی دوست
💡 از این به بعد به ساخت لوازم مراسم چای مانند راکو واره یا گلدانهایی از جنس بامبو و غیره مشغول شد.
💡 ادرارا سان راکو ۹٫۰۹ کیلومترمربع مساحت و ۸۳۶ نفر جمعیت دارد و ۴۳۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال متس، باشگاه فوتبال سیافآر کلوژ، و باشگاه فوتبال راکو چنتستوخووا اشاره کرد.
💡 در فار راکوی نیویورک به دنیا آمد، و اولین حرفهاش اجرای تردست در صحنه بود. او سپس مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۵۵ و مدرک پیاچدی خود را از دانشگاه پرینستون در سال ۱۹۵۹ اخذ کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال استوا بخارست، باشگاه فوتبال راکو چنتستوخووا، و باشگاه فوتبال دینامو بخارست اشاره کرد.