رأی عین

لغت نامه دهخدا

رأی عین. [ رَءْ ی ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رأی العین. مقابل چشم: جعلته رأی عینک؛ یعنی قرار دادم او را رویاروی تو بنحوی که ببینی او را. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به رأی العین شود.

جمله سازی با رأی عین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این زندان توئی عین قفس را نمییابی در اینجا پیش و پس را

💡 فضای آهنگ طالب در عین حالی که سوزناک است، اما عاشقانه و تقریباً ضربی است.

💡 نه مرگست اینکه عین زندگانی است فراقی نیست عین شادمانیست

💡 سنبل از سنبل مشکین تو در تاب و گره نرگس از نرگس مخمور تو در عین خمار

💡 ما با افرادی گفتگو می‌کردیم که با مشکلات ناامنی اطلاعات به شکل عینی روبه‌رو بودند.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
ارسا یعنی چه؟
ارسا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز