لغت نامه دهخدا
رأس الشجاع. [ رَءْ سُش ْ ش ُ ] ( اِخ ) ( اصطلاح فلک ). چهار ستاره که بر سر شجاع جای دارند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به شجاع در همین لغت نامه و صورت کوکبةالشجاع در صور الکواکب بین ص 314 - 315 شود.
رأس الشجاع. [ رَءْ سُش ْ ش ُ ] ( اِخ ) ( اصطلاح فلک ). چهار ستاره که بر سر شجاع جای دارند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به شجاع در همین لغت نامه و صورت کوکبةالشجاع در صور الکواکب بین ص 314 - 315 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( و اوصل فى حسن الثناء عليهم و تعديد ما ابلى ذووا البلاء منهم فان كثرة الذكرلحسن افعالهم تهز الشجاع و تحرض الناكل ان شاءالله تعالى.)) (346)
💡 ((و واصل فى حسن الثناء عليهم، و تعديد ما ابلى ذووالبلائ منهم، فان كثرهالذكر لحسن افعالهم تهز افعالهم تهز الشجاع، و تحرصالناكل (ان شاء الله تعالى ).
💡 بیشجاعت نیست کو صف بشکند آنکه خود را بشکند نعم الشجاع