لغت نامه دهخدا
رام رود. ( اِخ ) نام ناحیتی است به چغانیان، و وشجرد از اعمال آن است: ابوریحان بیرونی در وصف جَمَست گوید: و در آن معدنی پیدا شد در وشجرد از حدود چغانیان در ناحیه یی که به رام رود شهرت داشت. ( الجماهر فی معرفة الجواهر ص 194 ).
رام رود. ( اِخ ) نام ناحیتی است به چغانیان، و وشجرد از اعمال آن است: ابوریحان بیرونی در وصف جَمَست گوید: و در آن معدنی پیدا شد در وشجرد از حدود چغانیان در ناحیه یی که به رام رود شهرت داشت. ( الجماهر فی معرفة الجواهر ص 194 ).
نام ناحیتی است به چغانیان و وشجرد از اعمال آن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان تا کهتر و مهتر بدانند کجا در ویس و رامین بدگمانند
💡 به بهزاد بنمای زین و لگام چو او رام گردد تو بگذار گام
💡 نه درشد در کمان رام ظفر کیش در آمد مشتری در خ انۀ خویش
💡 برهمن کرد خوش ساعت همان روز که خوش باشد جلوس رام فیروز
💡 کفن بردوش و برکف تیغ و خنجر برون آمد به جنگ رام ده سر
💡 سبک کردشان زیر زین باز رام پس آنگه پی سام برداشت گام