راست پیکری

مترادف‌ها

راست‌کاری، استواری، درست‌کاری

متضادها

کج‌روی، بی‌اخلاقی، فساد

فرهنگستان زبان و ادب

{orthotonos, orthotonus} [پزشکی] ثابت ماندن و سخت شدن سر و بدن و اندام ها در خط راست

جمله سازی با راست پیکری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در و پیدا چو زیبا پیکری از پای تا سر جان درو پیدا

💡 یار می‌آید و در دیده چنان می‌آید که پری پیکری از عالم جان می‌آید

💡 پیکری را کآفتاب از نور وی بودی خجل از ستاره زخم‌هایش را من افزون دیده‌ام

💡 اسیربخت سیه پیکری‌که من دارم به هرصفت‌که دهم عرضه آه نیم شبی‌ست

💡 بر آن هر صورتی رخشان، زمشک لعلگون صدره بر آن هر پیکری تابان، زلعل مشکبوی افسر

💡 درخت در کهن‌ترین تصویرش، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز کیهان و آفرینش است.

💡 او با داشتن راست پیکری و صداقت بی‌پایان، توانست اعتماد تمامی اعضای هیئت مدیره شرکت را در مدت کوتاهی به دست آورد.

💡 در متون اخلاقی قدیم، راست پیکری به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک انسان کامل و صاحب کردار شایسته شناخته می‌شد.

💡 شخصیت او به دلیل راست پیکری و پایبندی به اصول اخلاقی، همواره مورد احترام و تحسین تمامی اطرافیان و دوستانش بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران