رابعه ٔ شامیه

لغت نامه دهخدا

رابعه شامیه. [ ب ِ ع َ ی ِ می ی َ ] ( اِخ ) وی زوجه احمدبن ابی الحواری بود، احمدبن ابی الحواری گوید: که احوال وی مختلف بود گاهی بر وی عشق و محبت غلبه میکرد و گاهی انس و گاهی خوف و در این موارد به عربی اشعاری سروده است. و وقتی که طعامی پختی گفتی ای سیدبخور که این طعام پخته نشده است مگر به تسبیح. احمدبن ابی الحواری گفته است: که روزی پیش وی طشتی بود. گفت این طشت را بردارید که بر آنجا نوشته می بینم که امیرالمؤمنین هارون الرشید بمرد، تفحص کردند همان روزمرده بود. ( نفحات الانس ص 619 و قاموس الاعلام ترکی ).

جمله سازی با رابعه ٔ شامیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رابعه گفت: چهل سال است تا من با حق تعالی عهد دارم که از غیر او هیچ نخواهم. گو پیاز مباش.

💡 مالك گويد: دلم از ديدن اين وضع بدرد آمده و گفتم اى رابعه مرا دوستان توانگرهستند، اگر اجازت بود براى تو از ايشان چيزى خواهم !

💡 رابعه را پرسیدند که بنده راضی کی باشد گفت آنگاه که از محنت شاد شود همچنانک از نعمت.

💡 داکتران شفاخانه رابعه بلخی که جسد شیما رضایی را بررسی کرده اند تایید کردند که او مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.

💡 گویند رابعه مناجات همی کرد و گفت الهی دلی که ترا دوست دارد بآتش بسوزی هاتفی گفت ما چنین نکنیم بما ظنّ بد مبر.