لغت نامه دهخدا
ذوو نبل. [ ذَ ن ُ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوندان نجابت:
و لوکنت فی بغداد قام لنصرتی
هنالک اقوام کرام ذوونبل.ابن الصلاح.
ذوو نبل. [ ذَ ن ُ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوندان نجابت:
و لوکنت فی بغداد قام لنصرتی
هنالک اقوام کرام ذوونبل.ابن الصلاح.
خداوندان نجابت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنها كسى به قله ى اهداف مى رسد كه اهل تهذيب و مجاهدت باشد؛ ذروة الغايات لا ينالها الا ذوو التهذيب و المجاهدات. (614)