ذات الشیح

لغت نامه دهخدا

ذات الشیح. [ تُش ْ شی ] ( اِخ ) صاحب المرصع گوید: موضعالحزن من دیار بنی تمیم. و در منتهی الارب آید: موضعی است در دیار بنی یربوع که در آن گیاه شیح بسیار روید.

جمله سازی با ذات الشیح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون دمد ریش بینیش به صریح مثل بعرالظباء حول الشیح

💡 در اواسط دهه ۱۹۹۰، بن الشیب به عنوان دانشجو به هامبورگ، آلمان نقل مکان کرد، و گفته می‌شود برای انجام حملات ۱۱ سپتامبر گروه هامبورگ را با محمد عطا، زیاد جراح و مروان الشیحی تشکیل داده‌است.