دون چال

لغت نامه دهخدا

دون چال. ( اِخ ) دهی است از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی. واقع در 6هزارگزی شمال باختری جویبار دارای 480 تن سکنه است. آب آن ازچاه است. ( ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی.

جمله سازی با دون چال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جرایدشان یکی بنگر که از سر تا به بن با به دونان مرحبایی‌، یا به پاکان شنعتی است

💡 يدعوا من دون اللّه ما لا يضره و ما لا ينفعه ذلك هوالضلال البعيد

💡 ز گردون باز ماندی کاشکی ای چرخ دون پرور ز زین چون بر زمین آن آسمان اقتدار آمد

💡 بر نفس دون غالب شدم چون من به تائید خدا هم شوق او کاسد کنم هم ساق شیطان بشکنم

💡 هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند خویشتن را گرچه دون است، ای پسر، والا کند

💡 اوضاع زشت عالم دون دیدنی نبود آسوده آنکه در شب مستی به خواب مُرد

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز