لغت نامه دهخدا
دوغ پتی. [ غ ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) دوغ گشاده. دوغ بسیارآب. ماست که آب فراوان در وی کرده باشند: عجب ماستی خریدیم که همه اش دوغ پتی بود. ( یادداشت مؤلف ).
دوغ پتی. [ غ ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) دوغ گشاده. دوغ بسیارآب. ماست که آب فراوان در وی کرده باشند: عجب ماستی خریدیم که همه اش دوغ پتی بود. ( یادداشت مؤلف ).
دوغ گشاده دوغ بسیار آب. ماست که آب فراوان در وی کرده باشند.
💡 از پی یک راست، گفتم صد دروغ ماست را من بردم و مظلوم دوغ
💡 چون نمایی مستی ای خورده تو دوغ پیش من لافی زنی آنگه دروغ
💡 به حال باز پرسش کرد تأخیر زند بر دوغ دم کو سوزد از شیر
💡 چنین گفت او که دوغ است این همه کار مگس بر دوغ گرد آمد بیک بار
💡 بادهٔ حق راست باشد بی دروغ دوغ خوردی دوغ خوردی دوغ دوغ