لغت نامه دهخدا
دوزرکوه بالا. [ دُ زَ هَِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، دارای 180تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. ساکنین از طایفه طیبی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دوزرکوه بالا. [ دُ زَ هَِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، دارای 180تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. ساکنین از طایفه طیبی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کامرانیها بالا شد ورنه از بیحاصلی دست برهم سودهٔ من دامنی در چنگ داشت
💡 ای از مژه شوخ صف آرای قیامت وز زلف دلاویز دو بالای قیامت
💡 دریغ آن بلند اختر و رای او بزرگی و دیدار و بالای او
💡 سرو امیدت در اندک فرصتی بالا کشد گر توانی آمدن از بند آب و گل برون
💡 زد سر پای که ای رفته ز دست میل بالا کن ازین پایه پست