دوتاه گشتن

لغت نامه دهخدا

دوتاه گشتن. [ دُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دوتاگشتن. خم شدن. خمیدن. ( یادداشت مؤلف ):
بنفشه زار بپوشید روزگار به برف
چنار گشت دوتاه و زریر شد شنگرف.کسایی.ز رشک چهره تو ماه تیره گشت و خجل
ز شرم قامت تو سرو کوژ گشت و دوتاه.فرخی.|| دولا شدن. دوتای گشتن. دارای دوتای و دولا گردیدن. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دو تا گشتن. خم شدن.

جمله سازی با دوتاه گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کیست که از تاب آن دو سنبل مشکین همچو بنفشه قد دوتاه ندارد

💡 نژند چشم شدم پیش آن دو چشم ‌نژند دوتاهْ پشت شدم پیش آن دو زلفِ دوتاه

💡 همچون بنفشه زلف تو پشتم دوتاه کرد یا رب که پشت زلف تو دایم دوتاه باد

💡 پیش تختت بود چو سرو به پای تا کند چون بنفشه پشت دوتاه

💡 زهی شهی که مه و سال در پرستش تو همی کنند شهان بزرگ پشت دوتاه

💡 ترا به تربیت من زبان چو سوسن تر مرا به خدمت تو پشت چون بنفشه دوتاه