فرهنگستان زبان و ادب
{buccal vestibule} [پزشکی-دندان پزشکی] بخشی از دهلیز دهان که در مجاورت لُپ قرار دارد
{buccal vestibule} [پزشکی-دندان پزشکی] بخشی از دهلیز دهان که در مجاورت لُپ قرار دارد
بخشی از دهلیز دهان که در مجاورت لُپ قرار دارد.
💡 عصا گرفته بکف، دل طپان و پا لرزان؛ سبک شدم سوی دهلیز با گران جانی
💡 سینوس تاجی مجموعهای از سیاهرگهاست که به هم پیوسته و نهایتاً خون تیرهٔ قسمت اعظم ماهیچهٔ قلب را به دهلیز راست میآورد.
💡 از شمال لاز، از جنوب دریا، از مغرب دهلیز، و از سمت مشرق به دهکون محدود میگردد.
💡 فیبریلاسیون دهلیزی معمولاً هیچگونه سمپتوم و نشانهای ندارد و بیمار متوجه تغییری در حالت خود نمیشود.
💡 آن خواجه ای که خوان کرم تا کشیده است هر جا شهی ست بر در دهلیز او گداست
💡 بهر دهلیز تو از هندوستان آورده ام سجدهٔ شوقی که خون گردید در سیمای من