دم لابه کنان
مترادفها
با التماس، با خواهش، با تضرع
فرهنگ عمید
همراه با تملق و چاپلوسی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) در حال تملق در حال چابلوسی.
جمله سازی با دم لابه کنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پير مردى خيره نگاهش مى كند، مژه يى بر هم مى زند و اشك تا لابه لاى محاسن سپيدشمى غلتد.
💡 حبيب همچنان آرام و بى صدا مى گذرد و قطرات اشك از لابه لاى شيارهاى صورتش مىگذرد و ريشهاى سپيدش را مى شويد.
💡 رفتمش پیش و به صد لابه سرودم غم خویش گفت بیهودهمکن ریش و سخن کن کوتاه
💡 گرد حی لابه کند همچو سگان شب همه شب خبر ازحالت مجنون که برد لیلا را
💡 به ثنا لابه کردمش گفتم ای جان جان فزا گفت یک دم ثنا مگو که دوی هست در ثنا
💡 زیستگاه زردپره تالابی، نیزارها، تالابها، باتلاقها، کنارهٔ آبها و چمنزارهای مرطوب است. آشیانه خود را لابهلای نیزار و میان بوتهها میسازد.