دله دزدی
لغت نامه دهخدا
دله دزدی. [ دَ ل َ / ل ِ دُ ] ( حامص مرکب ) صفت دله دزد. عمل دله دزد. دزدیهای خرد. دزدی اندک و حقیر. اِسلال. سَلّة. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
صفت دله دزد. دزدیهای خرد.
جمله سازی با دله دزدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میشیما زایباتسو، به رهبری کازویا میشیما بیشتر از قبل قدرتمند و فاسدتر و همچنین درگیر مسائل غیرقانونی و نامشروع شده بود. این مسائل شامل: بچه دزدی، اخاذی، قاچاق گونههای در حال انقراض برای آزمایشها غیرقانونی و باجگیری بودند.
💡 زندگی نوید بخاطر سرکش بودن خواهرش پیچیده میشود، این پیچیدگی زمانی که او میفهمد که عمویش در یکی از استودیوها، خودروهای دزدی نگه میدارد بیشتر میشود.
💡 داستان این فیلم دربارهٔ زن بی پروایی است که با دوست جدید خود در شبکههای اجتماعی دنبال کنندهٔ زیادی جذب میکنند زمانی که دزدیهایشان پست میکنند.
💡 علف خواری نباید سر کشد از حکم گردونت که دوش از بار اگر دزدی به زیر چوب میآیی
💡 دروغ از گناهان کبیره در اسلام محسوب میگردد. در روایتی از معصوم گناهان بزرگی چون دزدی و زنا ذکر شده که ممکن است مؤمن در حالتی دچار آن گردد (و توبه کند)، اما دروغگویی با مسلمانی قابل جمع نیست.
💡 آن مرد جمله پیشه ها بنوشت و بیاورد. شیخ دست بر توبره کرد. یکی کاغذ بیرون کشید. نام دزدی برآنجا نوشته بود. گفت: تو را دزدی باید کرد.