دشمن کوب

لغت نامه دهخدا

دشمن کوب. [ دُ م َ ] ( نف مرکب ) کوبنده دشمن. دشمن کوبنده. شکست دهنده دشمن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کوبنده دشمن.

جمله سازی با دشمن کوب

💡 چنان بگریم کم دشمنان ببخشایند چو یادم آید از دوستان و اهل وطن

💡 من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد به ظاهر معتبر گوید به باطن مختصر باشد

💡 گر یار تویی، باک ز اغیار ندارم چون دوست تویی،گو همه کس دشمن جان باش

💡 فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را كه زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى راكه بيكار باشد.

💡 لبش امروز و فردا می کند در بوسه دادنها نمی داند زخط چون دشمن کم فرصتی دارد

جزئیات یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز