دستور توصیفی
فرهنگستان زبان و ادب
{descriptive grammar} [زبان شناسی] دستوری که منحصراً به توصیف زبان می پردازد
ویکی واژه
دستوری که منحصراً به توصیف زبان میپردازد.
جمله سازی با دستور توصیفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عادت در اینجا تکرار عمل نیست. عالم مُلک توصیفی بیش نیست. ما یادگرفته ایم تا همیشه به توصیفمان از عالم هستی استناد کنیم.
💡 ویل و ویتال : توصیفی از نقشها و ارتباطات ما بین مصرف کنندگان، مشتریان، هم پیمانان و عرضه کنندگان یک شرکت است که جریانات اصلی تولیدی، اطلاعاتی و مالی و همچنین منافع اصلی شرکا را مشخص میکند.
💡 هنوز باور مشترکی وجود دارد که پراکندگی هیچ ساختاری را نشان نمیدهد؛ برای نمونه، ذرات (یا در صورت امولسیون: قطرات) در ماده مایع یا ماتریس جامد ("محیط پخش") پراکنده میشوند؛ بنابراین، برای پراکندگی، معمولاً نظریه نفوذپذیری بهطور مناسب توصیفی از ویژگیهای آنها میباشد.
💡 نویسنده بر خلاف بسیاری از نویسندگان قبل از خود، امور را در واقعیت تاریخی آنها مینگرد، نه از زاویه کاملاً روانشناختی یا توصیفی احوال. بهنظر بسیاری او در این کتاب زندگی اجتماعی ملت را در تمامی پیچیدگی آن مورد داوری قرار میدهد.
💡 کتاب زمبسته همچنین به خاطر قصهای درباره بهار که به سبک سوترا (آوردهاند...) نوشته شده شهرت دارد. آغاز این قصه با توصیفی زیبا از بهار و تأثیراتی که این فصل بر راهبهای بودایی دارد آغاز میشود.
💡 در تحلیل متون ادبی، استفاده از یک دستور توصیفی دقیق میتواند به خواننده کمک کند تا جزئیات بسیار ظریف و زیباییهای پنهان در نوشتههای نویسنده را بهتر درک نماید.
💡 معلم زبان برای آموزش بهتر مفاهیم، از یک دستور توصیفی پیچیده استفاده کرد تا دانشآموزان بتوانند ویژگیهای ظاهری و باطنی شخصیتهای داستان را به درستی توصیف کنند.
💡 برای نوشتن یک گزارش علمی دقیق، شما باید از دستور توصیفی مناسبی بهره ببرید که بتواند مشاهدات میدانی شما را بدون هیچگونه سوگیری شخصی بیان کند.