دریا عیار

لغت نامه دهخدا

دریاعیار. [ دَرْ ع ِ ] ( ص مرکب )آنچه به عیار دریا باشد. دریامانند: دل دریاعیار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه بعیار دریا باشد. دریا مانند: دل دریا عیار.

جمله سازی با دریا عیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم بصغیر از می‌پرهیز نما گفتا من ماهیم از دریا بهر چه بپرهیزم

💡 عالم چو روضه روضه جنت شد از ضیا بستان چو لجه لجه دریا شد از سحاب

💡 سن مارتین ۲۸٬۳۳۹ نفر جمعیت دارد و ۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 ام دابراک ۱۷۸٫۱۱ کیلومترمربع مساحت دارد ۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 روگوزن ۱٬۱۱۱ نفر جمعیت دارد و ۱۲۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می‌رود خوشدلم از جانب او هرچه بر ما می‌رود