درکی فرح

لغت نامه دهخدا

درکی فرح. [ دِ ف َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در 2 هزارگزی جنوب باختری شیراز. آب آن از قنات وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در ۲ هزار گزی جنوب باختری شیراز

جمله سازی با درکی فرح

💡 این تابلو مجموعه اثری است از ترکیب ظرافت کاری فوق‌العاده و زیبایی در اجرای آن که وحشت و فشار گروهی پرجمعیت را نشان می‌دهد و بیان‌گر درکی جدید از جهانی پویا و آشفته‌است که به پیش‌بینی جهان جدید پرداخته‌است.

💡 در بغداد بهاءالله به تدریج به عنوان رهبر جامعهٔ بازماندهٔ بابیان شناخته می‌شود و به احیای جامعه به شدت سرکوب شده و نابسامان بابی می‌پردازد. او در آثار خود درکی جدید از دین بابی را در اختیار بابیان قرار داد. تعداد پیروان او به شکل فزاینده‌ای رشد کرد و ظرف مدت کوتاهی هم بابی‌ها و هم مقامات ایرانی و عثمانی او را به عنوان رهبر برجسته بابیان شناختند.

💡 -نیمای نظریه‌پرداز از نیمای شاعر بسیارقدرتمندتر است. چطور می‌شود گفت نیما نظریه‌پرداز ضعیفی است؟ نظریه‌پردازی نیما بسیار منسجم است و حتی می‌توان نظریه او را به صورت شماتیک روی یک نمودار نشان داد. کسی که بخواهد بدون جهان بینی به نیما نزدیک شود، نمی‌تواند درکی از او داشته باشد.

💡 نتیجهٔ این داستان‌ها، هم در لحن و هم در سبک نگارشی، بسیار متفاوت از «هابیت» یا «ارباب حلقه‌ها» است، تا حدی که برخی از طرفداران تالکین آن را سخت می‌یابند، اما کسانی که به درکی عمیق از آن دست یابند می‌دانند که ارزش آن بسیار فراتر از «ارباب حلقه‌ها» است، چرا که بستری است برای خلق آن..