درویش بیگه

لغت نامه دهخدا

درویش بیگه. [ دَرْ ب َ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه. واقع در 4هزارگزی جنوب باختری کوزران و پانصدگزی جنوب راه فرعی سنجابی به گوران، با 130 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن مالرو است و در تابستان اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه

جمله سازی با درویش بیگه

💡 بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را پادشاهی رحمتی فرما گدای خویش را

💡 مرایی، گر یتیمی گرچه درویش ترا ام من ترا این از همه بیش

💡 روی سطح دریا، بک به درویش و کایریلی اطلاع می‌دهد که سایه همان نیروی مرگ است.

💡 مهر، آیت جمالش، کین جلوه جلالش هستند چرخ و انجم در اختیار درویش

💡 صدف بحر بقا سینه درویشان است گوهر آن، دل بی کینه درویشان است

💡 مرا در اول عشق تو گفت ای درویش سرت برفت چو پایت بدست ما آمد

انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز