لغت نامه دهخدا
درولایوم. [دُ ] ( اِخ ) درولیة. اسکی شهر. رجوع به درولیة شود.
درولایوم. [دُ ] ( اِخ ) درولیة. اسکی شهر. رجوع به درولیة شود.
درولیه اسکی شهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرابخانه عشقست این جهان و درو هزار نعره مستان، هزار بیت و سرود
💡 بقا که نیست درو حاصلی، همه هیچ است چو بنگری همه مردم به هیچ خرسندند
💡 تا دل نرفتیم از همه نقشت درو پیدا نشد آئینه را بی صیقلی جوهر نمی آید برون
💡 هر زمان این راه بیپایان تر است خلق هر ساعت درو حیران تر است
💡 چراغان روی آبش دایم از گل درو هر بط به مستی همچو بلبل