فرهنگستان زبان و ادب
{frozen joint} [حمل ونقل ریلی] درزی پیچی که براثر خوردگی یا سفتی بیش ازحدِ پیچ ها دیگر جوابگوی انبساط و انقباض ریل ها نیست
{frozen joint} [حمل ونقل ریلی] درزی پیچی که براثر خوردگی یا سفتی بیش ازحدِ پیچ ها دیگر جوابگوی انبساط و انقباض ریل ها نیست
درزی پیچی که براثر خوردگی یا سفتی بیشازحدِ پیچها دیگر جوابگوی انبساط و انقباض ریلها نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من چنان فهمیده ام از طرز آن که نخواهد رفت مو بر درز آن
💡 پاره پاره کرده درزی جامه را کس زند آن درزی علامه را
💡 چرا ندوخت قبای تو، درزی نوروز چرا بگوش تو، از ژاله گوشواری نیست
💡 میدرد میدوزد این درزی عام جامهٔ صدسالگان طفل خام
💡 رشته بر پا دلبر درزی شبی آمد مرا جامه من بر قد و بالای او آمد رسا
💡 فراق یار چو آید ز پیش یار سزد که درز اشک نمایم نثار پای فراق