درخواست وقفه
مترادفها
درخواست توقف، درخواست تعلیق
فرهنگستان زبان و ادب
{interrupt request} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نشانک/ سیگنالی که برنامۀ جاری را قطع و برنامۀ ضروری تری را به کار می اندازد
ویکی واژه
نشانک/ سیگنالی که برنامۀ جاری را قطع و برنامۀ ضروریتری را به کار میاندازد.
جمله سازی با درخواست وقفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخن کز علم گویی راست آنست مرا از اهل دل درخواست آنست
💡 چو گل برخاست هرمز نیز برخاست صبوحی را ز گلرخ باده درخواست
💡 مدیر جلسه از شرکتکنندگان خواست که برای تصمیمگیری نهایی، یک درخواست وقفه کوتاه جهت تجدید قوا و مشورتهای داخلی ارائه دهند.
💡 بازیکن تیم میزبان با توجه به فشار زیاد حریف، درخواست وقفه کرد تا بتواند استراتژیهای دفاعی خود را با مربی در میان بگذارد.
💡 در حین بحثهای بسیار داغ و حساس، کارشناس حقوقی درخواست وقفه نمود تا بتواند مستندات جدید را با دقت بیشتری بررسی و مطالعه کند.