دخت نوش

لغت نامه دهخدا

دخت نوش. [ دُ ] ( اِخ ) نام دختر کسری انوشیروان. اصل آن دخترنوش است معرب آن دختنوس و دخدنوس میباشد. ( از قاموس ). رجوع به دختنوس شود.

فرهنگ فارسی

نام دختر کسری انو شیروان

دانشنامه آزاد فارسی

دُخْتْنوش
به روایت دینوَری دختر نرسی، برادر شاپور اول ساسانی. ضیزن، امیرالحَضر، در حملۀ به تیسفون او را اسیر کرد و به همسری خود درآورد. بعدها ملیکه، دختر آنان، به نفع شاپور دوم به پدر خود خیانت کرد. شاپور در حال محاصرۀ رَقّه بود که ملیکه از روی بارو او را دید و به او دل بست و پیغام داد که اگر شاپور او را به همسری بپذیرد، شهر را تسلیم می کند. آن گاه نگهبانان یکی از دروازه های شهر را مست کرد و به این ترتیب شهر به دست شاپور افتاد. شاپور از او کام گرفت و سپس دستور داد تا او را به دو اسب بندند و شقه کنند.

جمله سازی با دخت نوش

💡 چو دخت الپخان بد جفت این طاق برادرزادهٔ بانوی آفاق

💡 هر دو گر نیک، جان جانانند، پور یعقوب و دخت عمرانند

💡 که این عصمت پاک پروردگار گزین دخت پیغمبر تاجدار

💡 بخندید و گفت ای یل پاک دین منم یار تو دخت فغفور چین

💡 بپیچید و بخشایش آورد سخت ز درد و غم دخت گم بوده بخت