لغت نامه دهخدا
داود الاسکندری. [ وو دُل ْ اِ ک َ دَ ] ( اِخ ) رجوع به داودبن عمربن ابراهیم الشاذلی الاسکندری و روضات الجنات ص 276 شود.
داود الاسکندری. [ وو دُل ْ اِ ک َ دَ ] ( اِخ ) رجوع به داودبن عمربن ابراهیم الشاذلی الاسکندری و روضات الجنات ص 276 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضى گفته اند: تقدير صدر آيه اين است كه: (آتينا داود و سليمان حكما و علما اذيحكمان...).
💡 کی غنا خواند دگر صوت حسن را شیخ شهر گوش گر بر نغمه داود دارد اندکی
💡 محسن طاهری، حسین لولاچیان، داود صالحی،مهدی کشاورز و حمید بهرامی اعضاء هیات مدیره بنیاد دعبل هستند.
💡 لاغری صید زبون از زره داودی است چشم بد دور ازین جامه که برتن دارم
💡 آن شخص بیامد تا خواب او بگوید، وفات کرده بود و از پس مرگ او از آسمان آوازی آمد که: داود به مقصود رسید، رحمةالله علیه.
💡 (حضرت داود عليه السلام ) فرمود: مثل اينكه نظر خاصى به دوست ما دارى ؟