لغت نامه دهخدا
دانش سنج. [ ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) که دانش سنجد. که علم بقیاس آرد. که سنجش علم کند. نقاد دانش. ناقد علم و معرفت. || ( اِ مرکب ) میزان و اندازه سنجش دانش. که بدان علم و فضل کس اندازه گیرند. که بدان معیار دانش و معرفت کنند.
دانش سنج. [ ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) که دانش سنجد. که علم بقیاس آرد. که سنجش علم کند. نقاد دانش. ناقد علم و معرفت. || ( اِ مرکب ) میزان و اندازه سنجش دانش. که بدان علم و فضل کس اندازه گیرند. که بدان معیار دانش و معرفت کنند.
آن که میزان و اندازۀ علم و دانش کسی را بسنجد، سنجندۀ دانش، آن که سنجش علم کند.
که دانش سنجد که علم بقیاس آرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دانش برد رنج بهتر که آز نگیردش اندازه اندر نیاز
💡 ای مست غفلت آخر تا چند لطف دانش در عالم حقیقت هشیار و نکته دان باش
💡 سنین عمرش چهارده بود به چرخ دانش دو هفته مه بود
💡 از دیدن او زنده شود هوش به دانش وز خدمت او تازه شود طبع به کردار
💡 بخشش یم به بر بخشش او باشد خرد دانش چرخ بر دانش او باشد کم
💡 مگر جهل درداست و دانش دواست که دانا چنین از جهالت بری است