دان پاشیدن
لغت نامه دهخدا
دان پاشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) دان پاچیدن. || فریفتن با عطا و دهش و یا طرق دیگر.
فرهنگ فارسی
دان پاچیدن
جمله سازی با دان پاشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سندمن یک شخصیت افسانهای در باور عامهٔ اروپای شمالی و غربی است، که افراد را به خواب میبرد و با پاشیدن شن با آبپاش جادویی در چشم افراد برایشان خوابهای خوب به ارمغان میآورد (برای مثال ترشحات (قی چشم)).
💡 یکی از روشهای عایق کردن پاشیدن ماده عایق با پمپ است که به صورت سطحی عمل عایق کاری انجام میشود. در روش دیگر چوبها در استوانههای بسته قرار گرفته و تحت خلاء مواد عایق به رویه و درون مقطع نفوذ میکند.
💡 سپس دانیال کشف میکند که راه مخفی در معبد وجود دارد (با پاشیدن خاکستر در حضور شاه بعد از اینکه کاهنین معبد را ترک کردند) و نشان میدهد که هدایای «مقدس» بل در واقع توسط کاهنین و زن و فرزندان آنان مصرف میشود، وقتی آنها شبانه از راه مخفی وارد معبد میشوند.