لغت نامه دهخدا
داغ بلندان. [ غ ِ ب ُ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از نشانی باشد که به سبب سجده کردن بسیار در پیشانی مردم بهم می رسد. ( ازبرهان ) ( انجمن آرا ). داغ بلند. چَسَنگ.
داغ بلندان. [ غ ِ ب ُ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از نشانی باشد که به سبب سجده کردن بسیار در پیشانی مردم بهم می رسد. ( ازبرهان ) ( انجمن آرا ). داغ بلند. چَسَنگ.
نشانی که از سجده کردن بسیاری در پیشانی مردم بهمرسد و چسنگ نیز گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید سر بلندان گوشه چشمی بسوی ما کنید
💡 اسیر پیچ و تاب موج اشک آلوده مژگانم فریب سنبل گیسو بلندان می دهد ما را
💡 شاخ گل میافتد از رشک سهی قدان بخاک کاینهمه شوخی باین بالا بلندان داده اند
💡 ای نگاهت دلربایان جهان را دلرباست قامت رعنای تو بالا بلندان را بلاست
💡 ای بلندان به عقل و جان شریف مکنید آن بلندی را تصحیف
💡 گفت بلندان به مغاک اندراند پاک نهادان ته خاک اندراند