داسی لیوم

لغت نامه دهخدا

داسی لیوم. ( اِخ ) نام شهری به آسیای صغیر، مرکز ساتراپی میزی که امروز دیاس کیلو نام دارد. میزی از شمال به پرپنتید واز مغرب ببحر اژه و از جنوب به لیدی و از مشرق به بیتینی محدود بوده است. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 8 ).

فرهنگ فارسی

نام شهری ب آسیای صغیر

جمله سازی با داسی لیوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پژوهشگران پزشکی می‌گویند سلول‌های داسی‌شکل ممکن است در اثر کمبودشان در خون، مجبور شوند که به سلول‌های سرطانی تمورهایی که در برابر درمان مقاومت می‌کنند، حمله کنند. این سیستم روشی نو برای درمان سرطان گزارش شده‌است.

💡 سطح داخلی بخشی از دیواره استخوانی لگن کوچک را تشکیل می‌دهد. در جلو، توسط حاشیه خلفی سوراخ سدادی محدود می‌شود. در زیر، با یک برآمدگی تیز که به گسترش داسی‌شکل رباط خاجی‌تکمه‌ای متصل می‌شود و در قدامی‌تر، ماهیچه‌های میان‌دوراهی (پرینه‌ای) عرضی و ایسکیوکاورنوسوس را ایجاد می‌کند، محدود می‌شود.

💡 بیماران مبتلا به تالاسمی و کم‌خونی داسی‌شکل در برابر مالاریا مقاومت ذاتی دارند. چون انگل پلاسمودیوم برای رشد و تکثیر خود به مقدار زیادی آهن نیاز دارد و در این بیماران به علت رسوب هموگلوبین یون آهن گلبول قرمز کاهش می‌یابد بنابراین این بیماران در برابر مالاریا مقاوم‌ترند و عده خیلی کمی از آن‌ها مبتلا به مالاریا می‌شوند.

💡 جامعهٔ داسی، متشکل از دو طبقهٔ بزرگان و عامی بود. پوشاندن سر حقی بوده ویژه بزرگان. سرپوش آنان نیز کلاهی بود که یونانیان آن را فریگی می خواندند.