لغت نامه دهخدا
دارو اشکیذان. [ رُ وَ؟ ] ( اِخ ) یکی از قریه های هرات. ( معجم البلدان ).
دارو اشکیذان. [ رُ وَ؟ ] ( اِخ ) یکی از قریه های هرات. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حال من تو ببخشا که هم تو داروی دردی به جز تو با که بگویم حدیث درد نهانی
💡 ای چو جان داروی تو خسته دلان را مرهم من ز درد تو خوشم چون زشفا بیماران
💡 دردی که دارم در دلی، آن را تو دانی مرهمی یا طبیب العاشقان! دارو بده بیمار را
💡 من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستی داروی دوستی بود هر چه بروید از گلم
💡 ۳. ماده ۱۸ قانون "توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید در راستای تسهیل اجرای سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی: دولت مکلف است کالای پذیرفته شده در بورس را از نظام قیمتگذاری خارج نماید. تبصره – دارو از شمول این ماده مستثنی است.