فرهنگستان زبان و ادب
{data flow} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] جابه جایی داده ها از نقطه ای در یک مجموعۀ اطلاعاتی به نقطه ای دیگر
{data flow} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] جابه جایی داده ها از نقطه ای در یک مجموعۀ اطلاعاتی به نقطه ای دیگر
💡 که پیش بخت خدا داده نیست این دشوار جهان شاد شد از شاه و دل آباد شد از داد
💡 سالها شد پشت بر دیوار حیرت داده ایم دیده آیینه را نقشی چنین ننشسته است
💡 شرمنده نیم از دهن او بدو بوسی کآن وعده بسی داده ولی هیچ نداده
💡 گفت: صاحب شرع مرا خبر داده است و او گزاف نگوید. مگر شما او را نمیدانید؟
💡 دل به تو دادهام ولی باز درین ترددم تا به تو چون گذارمش یا ز تو چون ستانمش
💡 دل به دنیا داده ایم و آبروئی یافتیم در محیط عشق او جز ما نهنگی هست نیست