لغت نامه دهخدا
داد دهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) منصف. ( دهار ). عادل. عدل. ( منتهی الارب ). عدالت ورزنده.
داد دهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) منصف. ( دهار ). عادل. عدل. ( منتهی الارب ). عدالت ورزنده.
منصف. عادل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برات خویش به مهر دهندهای برسان که در رکوع به خواهنده میدهد خاتم
💡 ((بهتر از نيكى، انجام دهنده آن و زيباتر از زيبا، گوينده آن و برتر از علم، بكارگيرنده آنست...)).
💡 دلجوی ساقیانی شیرین سخن که مارا از کف دهنده باده و ز لب دهنده شکر
💡 عطا کننده به او وعدهٔ بعید به موت بقا دهنده به این تا قریب صبح جزا
💡 و اگر آن دو از يكديگر جدا شدند، خداوند هر يك را از كرم و وسعت خويش بى نياز مى كند. و خداوند همواره گشايش دهنده ى حكيم است.
💡 نوکلیدها را از نظر روابط میان ذرات تشکیل دهنده و سطوح مختلف انرژی، میتوان به گروههای زیر تقسیم کرد. این تقسیمبندی را نخستین بار ترومن پی. کومان انجام داد.