خون بندی
فرهنگ فارسی
جمله سازی با خون بندی
سازماندهی به این شیوه در دو روش شاخص بندی و درهمسازی صورت میگیرد.
زر بحصن کان درون بندی گران بر پای داشت کلک دربارت میان بر بست و بندش را گشاد
سورت لغتی انگلیسی به معنای جور کردن، دسته بندی، مرتب سازی و به طور کلی جدا کردن است (01 )
خداوندی که با تیغش نماید شیر چون روبه عدو بندی که با گرزش نماید کوه چون هامون
هر چه میگوئیم از آن میدهد سرها بباد بر در اندیشه زین پس قفل و بندی میزنیم
ناله زنجیر نتواند نفس را راست کرد از هجوم بندیان درکنج زندانش هنوز