خوشبو فروش

لغت نامه دهخدا

خوشبوفروش. [ خوَش ْ / خُش ْ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده خوشبو. عطار. عطرفروش. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فروشنده خوشبو عطار

جمله سازی با خوشبو فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل مریم (نام علمی: Polianthes tuberosa) گیاهی است چندساله با گل‌های سفیدرنگ و خوشبو که عصارهٔ آن در عطرسازی استفاده می‌شود.

💡 مساءله 11 - اجتناب از ميوه هاى خوشبو چون سيب وپرتقال واجب نيست، نه از خودش و نه از بوئيدن آن هر چند كه اجتناب از بوئيدن آن بهاحتياط نزديكتر است.

💡 عقل و هوش از من بیدل رخ او برد سلیم از کدامین چمن است این گل خوشبوی سفید؟

💡 امام صادق عليه السلام: پياز دهان را خوشبو مى كند و كمر را محكم مى گرداند و پوسترا نرم مى سازد.

💡 عالی چو کعبه کوی تو نه خاکپای روی تو بر دو لب خوشبوی تو جان را به دل دارد حیات

💡 از چنین شاخی چنین باری پدید آمد به شهر پس درخت گل چه آرد جز گل خوشبوی بار

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز