خوش گهری

لغت نامه دهخدا

خوش گهری. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ هََ ] ( حامص مرکب ) خوش گوهری. خوش طبعی. خوش ذاتی. مقابل بدگهری.

فرهنگ فارسی

خوش گوهری خوش طبعی

جمله سازی با خوش گهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر هر چه نظر می‌کنم از وی اثری هست وندر دل هر قطره ز بحرش گهری هست

💡 هر نفس آمد گهری ارجمند قیمت آن بیشتر از چون و چند

💡 قاسم، شناوری تو درین بحر بی کران از قعر بحر جان گهری یافتی بگو

💡 بعد از آن در صدف سینه ایشان بصفا فطرت هستی خود را گهری کردم و رفت

💡 گهری لطیف کانی به مکان لامکانی بویست اشارت دل چو دو دیده اشک بیزد

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز