لغت نامه دهخدا
خوش گمانی. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ] ( حامص مرکب ) خوب گمانی. حُسْن ُالظَّن. حالت و صفت خوش گمان.
خوش گمانی. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ] ( حامص مرکب ) خوب گمانی. حُسْن ُالظَّن. حالت و صفت خوش گمان.
خوب گمانی حسن الظن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یقین است ما را درین خانه رحلت ولیکن نبود این کسی را گمانی
💡 م) یاد میکند، که به گمانی ضد لیدیه بودهاست و به تصرف درآوردن پایتخت آنان ساردیس (این نام در متن اصلی به صورت پارهای باقیمانده و بازنویسی آن دقیق و قطعی نیست، نگاه کنید به خطهای ۱۵–۱۸).
💡 در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۰، گزارش شد که آنتوان فوکوآ کارگردانی رهاسازی را بر اساس یک فیلمنامه گمانی نوشته شده توسط ویلیام کاتج همراه با ویل اسمیت خواهد ساخت.
💡 عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی چاره ندانم که چیست؟ آنچه تو دانی بگوی
💡 سانخت، که در فهرستهای پادشاهی پس از خود با نام نِبکا نمایش داده شده، به گمانی نخستین یا دومین فرعون دودمان سوم مصر باستان بودهاست. نام سانخت به معنای «محافظت قوی» است.
💡 دایم زدیم غوطه در آتش برای خلق در هیچ کس به مهر گمانی نداشتیم