خوش مزاح
مترادفها
شوخ، شوخطبع، بذلهگو
متضادها
جدی، عبوس
لغت نامه دهخدا
خوش مزاح. [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) ملیح. شوخ. خوشمزه. خوش گو:
سوزنی خوش طبع بادا با ملیح خوش مزاح
خدمت جان ترا از جان و از دل خواستار.سوزنی.
فرهنگ فارسی
ملیح شوخ خوشمزه
جمله سازی با خوش مزاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با یکی مزاح و دو خنیاگر و سه تا حریف دوش نزدیک من آمد آن پسر وقت سحر
💡 دل آیینه است کلفت جد زنگ آیینه آن زنگ را چه امکان صیقل بود مزاح
💡 وحُسن اخلاقش به نهايت و غايت رسيده بود تاجائى كه دشمنانش نسبت مزاح وشوخى بهاو مى دادند.(234)
💡 از حضرت صادق (عليه السّلام )منقول است كه هيچ مؤ منى نيست مگر آنكه در او مزاح وخوشطبعى مى باشد.
💡 ز تسخیر مزاح سرکش او عاجزم ور نه به تردستی شعله را با خار می بندم
💡 (حبيب بن مظاهر)، اين صحابى پيرو پاكدل، شوخى و مزاح مى كند. يكى از ياران امام،مى گويد:
💡 او با آن روحیه خوش مزاح و شوخطبعی همیشگیاش، توانست فضای سنگین جلسات را تغییر داده و لبخند را بر لبان همه دوستان بگذارد.
💡 داشتن یک دوست خوش مزاح در کنار آدمها، میتواند در روزهای سخت و پر از استرس، باعث آرامش و شادی شود.
💡 او با وجود اینکه بسیار باهوش بود، اما همیشه سعی میکرد با رفتارهای خوش مزاح خود، از جدی گرفتن بیش از حد مسائل خودداری کند.