خوش محاضره
مترادفها
خوشسخن، سخنور، بابلاغت، خوشبیان
متضادها
بدگو
لغت نامه دهخدا
خوش محاضره. [ خوَش ْ / خُش ْ م ُ ض َ / ض ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) خوش صحبت. خوش مجلس. خوش سخن. خوش گفت و شنود.
فرهنگ فارسی
خوش صحبت خوش مجلس
جمله سازی با خوش محاضره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 6 - (ابن ابى العزاقر محمد بن على الشلمغانى ) و قصه محاضره او با حسين بن روحنائب خاص معروف و مشهور و توقعيات در حق وى در كتب مذكور و از تاءليف او كتابالتكليف مى باشد.
💡 آن سخنران بسیار خوش محاضره بود و با استفاده از کلمات دقیق و لحن آرام توانست توجه تمامی حاضران را در سالن به خود جلب کند.
💡 برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق در سازمان، فرد باید علاوه بر دانش فنی، ویژگیهایی مانند خوش محاضره بودن و توانایی متقاعدسازی را داشته باشد.
💡 استاد دانشگاه با ویژگی خوش محاضره خود توانست مفاهیم بسیار پیچیده علمی را به شکلی ساده و جذاب برای دانشجویان سال اول درسی ارائه دهد.