لغت نامه دهخدا
خوش قریحگی. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َ ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خوش قریحه. باقریحگی. بااستعدادی. با قریحه خوب بودن.
خوش قریحگی. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َ ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خوش قریحه. باقریحگی. بااستعدادی. با قریحه خوب بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مفتقر! لشکر غم گر که خرابت نکند شادمان باش که در کشور آباد خوش است