لغت نامه دهخدا
خوش رکابی. [ خوَش ْ / خُش ْ رِ ] ( حامص مرکب ) غیرحرونی. مقابل بدرکابی:
بترسید و گوشی بر آواز داشت
از آن خوش رکابی عنان بازداشت.نظامی.
خوش رکابی. [ خوَش ْ / خُش ْ رِ ] ( حامص مرکب ) غیرحرونی. مقابل بدرکابی:
بترسید و گوشی بر آواز داشت
از آن خوش رکابی عنان بازداشت.نظامی.
عمل و حالت خوش رکاب تندروی.
غیر حرونی بدون سرکشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الناز رکابی در فینال مسابقات قهرمانی سنگنوردی آسیا بدون حجاب اجباری شرکت کرد. تصاویر رقابت او به صورت گسترده در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
💡 بر تو از سنگین رکابی دامن صحرا شده است ورنه بر سیل بهاران سینه تنگ است کوه
💡 جام و زلفی به کف آور چه رکابی چه عنانی تو سن باده به زین کش چه سمندی چه ستامی
💡 وی از جلسات آموزشی بزرگانی بهره برده است که از آن جمله میتوان به علی اربابی، رکابی، گروسی، سیدمحسن خدامحسینی و اساتید دیگری اشاره نمود.
💡 صورت پا در رکابی همچو شمع استادهام رفته خواهد بود سر همگر به دوشم دیدهاند
💡 تانکینی لباس شنایی است که بالاتنهٔ آن زیرپوش رکابی و پایینتنهٔ آن شورت بیکینی باشد.