لغت نامه دهخدا
خوش رقصی. [ خوَش ْ /خُش ْ رَ ] ( حامص مرکب ) تملق. چاپلوسی. خودشیرینی.
خوش رقصی. [ خوَش ْ /خُش ْ رَ ] ( حامص مرکب ) تملق. چاپلوسی. خودشیرینی.
تملق چاپلوسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین
💡 بزم رقصی زا ن نگار سیمبر می خواستیم پیچ و تاب زلف با موی کمر می خواستیم
💡 صحنهٔ «قدم شرم» سرسی که در کتاب رقصی با اژدهایان آمدهاست، در اوایل اکتبر ۲۰۱۴ در دوبروونیک، کرواسی فیلمبرداری شد.
💡 رقص توی یا همان رقص عروسی (به ترکی آذربایجانی: Toy rəqsi) رقصی قدیمی، سنتی است که در نخجوان رقصیده میشود.
💡 عاشقان در حضرت معشوق رقصی میکنند تا ز مطرب یک دو بیت از قول ما بشنودهاند